تبليغاتX
از خودتو دروغات متنفرم خانوم کوچولو...
سلام

به دلیل درخواستهای بیشمار شما عزیزان آخرین پست از نوشته های یک آدم واقعاااااااااااااااااااااااااااا عجیب غریب رو تو وب می زنم بعدم درد دلای منو بخونید تا بدونید و باورتون بشه این منا خانومی که از خودش تو ذهن همتون یه قدیس ساخته بود چه جور آدمیه.نمی خواستم افشا کاری کنم ولی ظاهرا خودشون اینجوری دوس دارن...

حرفای جوجه فنچ:

شايد بشه اسمش و گذاشت...زندگي

چي مي خواستي بشنوي؟

تسليم ؟

اين چيزي بود که دوست داشتي بشنوي؟

چي و مي خواي ثابت کني؟

قدرتت و ؟ زورت و ؟

فقط مي تونم همين و بهت بگم

خيلي حقيري ،

خيلي ضعيفي ،

 تو ... تنها موجودي هستي که توي زندگيم اينقدر احساس کردم حقيره

ديگران بهم گفتن محلش نذار

 نمي خواستم محلت بذارم

و

نذاشتم

ولي بدبخت ،

بازم دلم به حالت سوخت ...

به حال بدبختيت

به حال حقارتت

اونقدري دلم سوخت که واسه خودم نسوخت، وقتي بهم گفتي دروغ گفتي و مهم تر از اون وقتي

 بهت

 گفتم

اشکالي نداره

مي بخشمت

و تو باز ...

ولش کن مهم نيست

من تصميم گرفتم هر کاري مي کنم واسه خدا باشه تا وقتي آدم بي لياقتي مثل تو جوابم و اينطوري داد ناراحت نشم

ولي باز نفرينت نکردم

چون بازم حقير بودنت رو احساس کردم

بدبخت

حتي ارزش نفرين کردنم نداشتي

حتي ارزش اين و نداشتي که بخوام ازت پيش خداي خودم گله کنم ...

من مي رم

واسه هميشه مي رم

مي رم و واسه اينکه حقير بودنت و بهت ثابت کنم جاي وبلاگ نويسي کتاب مي نويسم

مي رم و جاي اينکه اينجا دوست پيدا کنم بيرون با همه دنيا دوست مي شم

و تو بمون تو خماري پسورد پيدا کردن

چيه ؟

مي گي اونجام هکم مي کني؟

 بازم مهم نيست

از تو خيليا جلوترن

من و آدماي اين دنيا خيلي وقته هک کردن

مي رم و تو بمون توي عقده ي اذيت کردن آدما

بايد بهت بگم

تو قلب من و آزردي

اينم اعتراف من

خوشحال شو

بلند بخند

مهم نيست

مي دوني چرا

چون تنها کاري که مي کنم

فقط  مي سپرمت به خدا

 همون خدايي که ديد باهام چيکار کردي

ببين چطوري تمام زندگيت و هک مي کنه

خداحافظ  حامد خان

آقاي هکر

بهترين هکر دنيا

رئيس گروه 200h

برات آرزوي موفقيت مي کنم

و مي رم

شايد به سلامت

و واسه بقيه

تنها چيزي که ازتون مي خوام اينه

حلالم کنيد ...

The end

جواب حرفات:

من حامدم همونی که منا خانوم ازم پیش همه ی شماها یه غول وحشتناک ساخته.

منا خانوم باز هم به حرفام گوش ندادی بازم التماسامو ندیدی.

تو مجبورم کردی که بیامو اینجا بنویسم همه ی اون دردایی رو که نخواستی بشنوی.

من دوستت داشتم بیشتر از همه ی اونایی که ادعای دوست داشتنشون می شه بیشتر از همه ی اونایی که دوستت داشتن و بهت نارو زدن بیشتر از .....

ولی دیگه مهم نیست چون این دوست داشتن تبدیل شده به نفرت ....

منا خانوم من صادقانه اومدم و همه چیز و بهت گفتم ولی تو نخواستی چون دلت پیش خیلیای دیگه بود چون.....

من حقیرم؟من پستم؟؟؟

باشه واسه اینکه عقده نشه و تو دلت نمونه بزار حرفت به همه ثابت شه.

آره من پست بودم که عاشقانه دوست داشتم.

من حقیر بودم که عشق ناچیز اما پاکم و نثارت کردم و تو لگد مالش کردی.

من دارم واسه همیشه از این شهری که همه جاش بوی تعفن تو و امثال تو رو گرفته واسه همیشه می رم.

می رم که دیگه هیچ نشونی ازت نداشته باشم.

می رم جایی که آدماش مفهوم دوس داشتنو محبت رو بفهمن.

می رم جایی که آدماش مثل تو نباشن...

و حالا تو بمون و اون دنیای پر از کینه و نفرتی که واسه خودت ساختی

دنیایی که به کوچیکی و حقارت قلبته.

الحق که خوب صفتی واس خودت گذاشتی چون دقیقا قلبت احساست فکرت و همه ی وجودت در حد و اندازه ی یه جوجه فنچه.

دوس ندارم دیگه وقت با ارزشم و صرف کسایی مثل تو کنم

فقط یه چیزی رو تا آخر یادت بمونه....

همون طور که نذاشتم تو هیچ وبلاگی دروغاتو به همه تحمیل کنی

مطمئن باش که نمی زارم کتابای پر از نفرتت هم به چاپ برسه خانوم کوچولو. مطمئن باش.

راستی امیر هم از دستت شاکیه می گه خانومی رئیس گروه200H منم نه حامد یادت باشه.

بدرود.....

سالها بر این باور بودم که

                            هرگز عاشق از معشوق خود متنفر نخواهد بود

اما اکنون به این نتیجه رسیده ام که

                          عشق نزدیکترین چیز به نفرت است!!!

ازت متنفرم نا خانوم

+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387ساعت 11:32 توسط حامد |